۲ اسفند ۱۳۹۲

داماد با ریش قرمز به دنبال  پرسشن من که چرا بند الف رو امضا نکردین ، صورتش را جلو آورد و به آرامی گفت : این مورد رو من و عروس باهم توافق کردیم. گفتم : اشکالی نداره ولی لطف کنید بگید پدر عروس و عروس بیان تا بند رو براشون توضیح بدم اگر اونها هم موافق باشند ما ثبتش می کنیم.

داماد صورتش را جلوتر آورد و گفت : من و عروس توافق کردیم دیگه لازم نیست چیزی بگین. گفتم : من وظیفه دارم براشون توضیح بدم.

از او اصرار و از من توضیح که : حتما باید پدر عروس و عروس بیان.

رفت پدر عروس را آورد: برای پیرمرد که توضیح دادم ، چیز زیادی متوجه نشد.. رفت دخترش را آورد.. فایده ای نداشت.. عروس آمد و مشغول خواندن بند مربوطه شد : دیدم که چیز زیادی ازش نخواهد فهمید در آن فشار و اضطراب. خودم برایش توضیح دادم. با تعجب گفت : معنیش این میشه ؟ گفتم : بله.. عروس  گویا تازه متوجه شده بود بی درنگ بند را امضا کرد. به داماد نگاهی انداختم .. او هم به من نگاهی کرد حاوی این معنی که : می خواهم سر به تنت نباشد. حتی بعد از عقد بدون خداحافظی از من رفت !

معنی بند الف اما چیست : هرگاه طلاق به درخواست مرد باشد و زن از وظایف تخطی نکرده باشد نصف دارایی زندگی مشترکشان به عروس داده می شود.

تجربه یک عاقد : آیا اداماد می خواست از جهل خانواده عروس استفاده کند و از زیر این بند قانون در برود ؟


نظرات شما

  1. ۲ اسفند ۹۲
    همساده گفت :

    عجب داماد زرنگی بوده. این آدم می تونه گلیمش را از آب بیرون بکشه. تشویق داره. تشویق

    پاسخ دادن
  2. ۲ اسفند ۹۲
    viewer گفت :

    داماده آنشرلی بوده

    پاسخ دادن
  3. ۲ اسفند ۹۲
    خانومی گفت :

    از حالا واسه طلاق دادنش برنامه ریزی کرده بود !

    چه داماد آینده نگری !

    پاسخ دادن
  4. ۲ اسفند ۹۲
    فرغونچی گفت :

    تجربه ی یک فرغونچی
    با اجازه ی بزرگترا بله
    خدا میدونه چه به روز عشق و اعتماد ی که عروس به داماد داشته اومده اول کاری
    چه گربه ای دم این حجله کشته شد خدا میدونه ننه

    پاسخ دادن
  5. ۲ اسفند ۹۲
    الهام-میلاد گفت :

    چه دامادی. بدم میاد از کسایی که فکر می کنن خیلی زرنگن.

    پاسخ دادن
  6. ۲ اسفند ۹۲
    الهام-میلاد گفت :

    چه دامادی.بدم میاد از کسایی که فکر می کنن خیلی زرنگن.

    پاسخ دادن
  7. ۲ اسفند ۹۲
    ناشناس گفت :

    اگر بجای عروس بودم به جای امضا کردن بند الف ،بقیه امضا هامم پس میگرفتم !
    متاسفم مىبىنم تو مملکتم شارلاتان بازی اسمش شده زرنگ بازی و – حتی به شوخی- تشویق داره

    پاسخ دادن
  8. ۲ اسفند ۹۲
    افسون گفت :

    زرنگ چیه؟ این دامادا رسما شارلاتان تشریف دارن. اینا که سر ازدواج اینطوری میکنن، معلومه دیگه چیکارن.

    پاسخ دادن
  9. ۲ اسفند ۹۲
    نجوا گفت :

    وای خدایا از این مردا نصیبمون نکن…!
    خدا رحم کنه به عروس خانم،چه کلکا که تو زندگی قراره بهش بزنه…
    ان شاءالله خوشبخت بشن:-/

    پاسخ دادن
  10. ۲ اسفند ۹۲
    مهدیه گفت :

    مطمئنا داماد می خواست از جهل خانواده عروس سو استفاده کند که با هوشیاری شما این نقشه شوم نقش بر آب شد :-)

    پاسخ دادن
  11. ۲ اسفند ۹۲

    یا تعریف زرنگی فرق کرده یا من از مریخ اومدم!!!

    پاسخ دادن
  12. ۲ اسفند ۹۲

    ۱۰۰% همین قصد رو داشته

    پاسخ دادن
  13. ۲ اسفند ۹۲
    یک زن گفت :

    خدا خیرتون بده که عروس رو آگاه کردید…

    پاسخ دادن
  14. ۲ اسفند ۹۲
    آنی گفت :

    ای آقا گاهی وقتی زندگی به تهش میرسه آدم حاضره یه چیزیم دستی بده تا خلاص شه

    پاسخ دادن
  15. ۲ اسفند ۹۲
    داستان گفت :

    من اولین بارمه مطالب این سایت رو مطالعه کردم و حتی اولین بارمه که متوجه شدم چنین سایت جالبی هم هستش برای همین خواستم یک داستان مهم و جالبی رو برای شما تعریف کنم. دوره کارشناسیم استاد اندیشم یک داستانی رو برامون تعریف کردند که نتیجه ی این داستان برای همیشه آویزه ی گوشم شد.
    ایشون تعریف کردن که: “یه روزی دوتا از دانشجویای مهندسی از هم خوششون میاد و قرار بر ازدواج با هم میزارن که پدر دختر پاشو تو یک کفش میکنه و میگه تا درس این آقا داماد تموم نشه اجازه ی عقد نمیدم که درس این دانشجو هم در حال اتمام بوده ولی از قضا چندتا از واحدهاشو میفته و این دانشجو هرکاری میکنه که استاد پاسش کنه، استاد و دانشکده قبول نمیکنن و این دختر یک ترم دیرتر باید عقد میشد.
    و در این دوران دانشجوی دختر میاد پیش استاد اندیشم و برای ایشون دردودل میکنه که جریان از این قراره و چرا باید این اتفاق بیفته چرا نباید دوتا حرام زود به هم حلال بشن و چرا دانشکده قبول نمیکنه و چرا این همه نذر کردم خدا کمکمون نکرده…
    که استادم به این دحتر میگه صبر کن اگه به خدا توکل کنی هر چیزی که پیش بیاد حتما یک خیریتی توش هستش.
    و بعد از چند ماه این دانشجو استادمون رو میبینه و استادمون جویای حال و نامزد این دانشجو میشه که این دختر میگه استاد شما راست می گفتین واقعا در هر در بسته ای، خیر بزرگی نهفته هستش که ما از اون خیر بی خبریم!!!
    درست دو ماه پیش بود که یک زن با بچه در بغل گریه کنان اومد در خونمون و به من التماس میکرد که تورو خدا با شوهرم ازدواج نکن این شوهرم حالا که تحصیل کرده شده دیگه من و بچشو قبول نداره و میخواد منو طلاق بده و با تو ازدواج کنه تا با تو بره خارج تورو خدا نزار این بچه بی پدر بزرگ بشه… اولش حرفاشو باور نکردم ولی بعد ازتحقیقات و دیدن اسناد و مدارک دیدم این زن بیچاره راست میگه و این آقا خودشو یک پسر مجرد به ما معرفی کرده بود و طی این چهار سال همکلاسی بودن خودشو پسری مجرد نشون داده بود. شاید این آقا زنشو طلاق بده و بره با کس دیگه ای ازدواح کنه ولی حداقل این تاخیری که خدا در عقدمون برای ما گذاشته بود سراسر برای من خیر بود و من از این لطف خدا بی خبر بودم!!!
    از اون روز خودم هم تو زندگیم هر اتفاقی برام پیش میاد اول توکل به خدا میکنم به جای ناشکری و گله و شکایت علت بسته شدن این در رو جویا میشم که همیشه ی همیشه بعدش به یک خیر بزرگی میرسم که قبلش ازش بی خبر هستم.

    پاسخ دادن
  16. ۲ اسفند ۹۲
    زندگی گفت :

    جالب بود

    پاسخ دادن
  17. ۲ اسفند ۹۲
    خوبی گفت :

    آدم از بی همسری بمونه ولی با شارلاتان ازدواج نکنه

    پاسخ دادن
  18. ۲ اسفند ۹۲
    سید گفت :

    چه بند ظالمانه‌ای

    پاسخ دادن
  19. ۲ اسفند ۹۲
    ارسطو گفت :

    آیا عقد ازدواج، بدون آگاهی از قوانین و مقررات آن و امضای بدون مطالعه عمیق، کار خوبیست؟!

    پاسخ دادن
  20. ۲ اسفند ۹۲
    elimor گفت :

    من امروز اتفاقی باسایت شما اشنا شدم،انقد برام جالب ود که تمام سایت و سپس وبلاگتون رو در عرض یک روز خوندم!خیلی قشنگ مینویسید،خیلی هم دیدگاههای جالبی دارید

    پاسخ دادن
  21. ۲ اسفند ۹۲
    viewer گفت :

    میگم عاقدجان! مواظب باش بعداً داماده ترورت نکنه

    پاسخ دادن
  22. ۲ اسفند ۹۲
    serenad گفت :

    ازدواجی که آغازش با گول زدن و تحمیق عروس آغاز شود چه پایانی خواهد داشت؟

    پاسخ دادن
  23. ۳ اسفند ۹۲
    ناشناس گفت :

    عاقد جان، تو رو به جون کت و شلوارت، این داماد که می گی احتمالا یه روحانی نبود که برا تیمن و تبرک، روز عقد محاسنش رو خضاب کرده باشه؟!؟

    پاسخ دادن
  24. ۳ اسفند ۹۲
    لیلی گفت :

    من موندم آدم چه طور می تونه به مردی که دقیقا از روز اول با دروغ و کلاه برداری جلو می آد، اعتماد کنه؟!!
    این آقا مصداق بارز این ضرب المثله: “سالی که نکوست از بهارش پیداست….!!!”

    پاسخ دادن
  25. ۳ اسفند ۹۲
    ناشناس گفت :

    ایکاش این بندهای عقدنامه روبه جای اینکه هی عربی و قلمبه سلمبه بنویسن که کسی نفهمه بیان وبه زبون ساده وروا ن معنیشو حداقل زیرش توضیح بدن !!!!اونوقت دیگه این جورادما !نمیتونن حق همدیگرو ازبین ببرن.

    پاسخ دادن
  26. ۳ اسفند ۹۲
    شکوفه گفت :

    خدا خیرت بده عاقد :)

    پاسخ دادن
  27. ۳ اسفند ۹۲
    ققنوس گفت :

    این عروس خانم دیگه هیچوقت نمیتونه با خیال آسوده زندگی کنه، مدام باید حواسش به کلکهای شوهرش باشه که یه وقت تو زندگی به اصطلاح مشترک کلاه سرش نذاره

    پاسخ دادن
  28. ۳ اسفند ۹۲

    معلومه که همینو میخواسته…
    سرم درد گرفت اول صبحی

    پاسخ دادن
  29. ۳ اسفند ۹۲
    نرگس گفت :

    بعید نیست این داماد یه روز بخواد تلافی ش رو سرتون دربیاره مواظب خودتون باشید!
    از پیاده رو برید:دی
    برا منم سواله چرا این اصطلاحات حقوقی اینقد نامفهومه؟ یه وکیل میخواد بیاد تازه شرح بده منظور و مفهوم ش چیه!

    پاسخ دادن
  30. ۳ اسفند ۹۲
    یکتا گفت :

    آقای عاقد خوب مچشو گرفتی ، ایول !

    پاسخ دادن
  31. ۳ اسفند ۹۲
    loll گفت :

    من همیشه ازین اتفاقات خیلی حرصم می گیره- از این جریان نه، ازی که یه ادم تا چه حد می تونه پررو باشه که فکر همچین کاری رو بکنه بدم میاد …-
    ولی دارم تمرین می کنم بی تفاوت باشم

    پاسخ دادن
  32. ۳ اسفند ۹۲
    پارسانا گفت :

    یک خرید اینترنتی و آسان داشته باشید و در ثواب سود ۱۰% ای که صرف امور خیریه می شود سهیم باشید :)

    پاسخ دادن
  33. ۳ اسفند ۹۲
    دختری با موهای قرمز گفت :

    آخه ابله بی سواد، مگه توافق هر دو طرف شرط نیست؟ شروط ضمن عقد هم که اجباری نیست. پس تو اون مرد احمق رو عملا مجبور کردی و تو شرایط اضطرار قرار دادی. مطمئن باش در ازای اینکارت زندگی خودت سست خواهد شد. شک نکن!

    وقتی داشتیداین هنر نمایی رو می کردی تو اینفکر بودی که خواننده هات کلی بهت آفرین می گن نه؟

    پاسخ دادن
  34. ۳ اسفند ۹۲
    viewer گفت :

    دخترقرمزه!
    شما هم مطمئن باش در ازای توهینی که کردی، تو زندگیت آسیب می بینی و زندگیت سست خواهد شد.
    جناب عاقد، اون عروس را از جهل و نفهمی، نجات دادند. نجات دادن از جهل، کاربسیار پسندیده ای است.
    اما شما توهین کردی. توهین کردن، کاری است که به صراحت توسط خداوند منع شده.
    شما که انقدر متخصص تعیین عمل و عکس العمل کارها هستی، باید بفهمی که توهین کردن هم عکس العمل خیلی بدی تو زندگیت داره.. خیلی بد

    آدمی که به دیگران فحش میده، در درون خودش احساس حقارت شدید می کنه.
    و با این کارش سعی داره حقارت خودشو بپوشونه. و درواقع، با پایین کشیدن دیگران، میخواد خودشو بالا نشون بده.

    پاسخ دادن
  35. ۴ اسفند ۹۲
    لیلی گفت :

    در جواب به دختری با موهای قرمز که احتمالا بعید نیست همون داماد با ریش قرمز باشه یا دامادی در آینده با ریش قرمز!!!!

    شما چه اصراری داری که حتی توی محیط مجازی هم اثبات کنی بی ادبی؟! قطعا با این کمالاتت تو زندگیت بارها و بارها شنیدی که واقعا بی تربیت و بی فرهنگی، دست کم اینجا دیگه این ظلم در حق خودت نمی کردی!

    پاسخ دادن
  36. ۴ اسفند ۹۲
    زهرا... گفت :

    آفرین به viewerعزیز که خیلی به جا جواب دختر مو قرمز رو دادی و متاسفم برای دختر مو قرمز…

    پاسخ دادن
  37. ۴ اسفند ۹۲
    بهار گفت :

    ای ول آقای عاقد

    پاسخ دادن
  38. ۴ اسفند ۹۲
    بهار گفت :

    دختر مو قرمز ریشات هم مثل آقای دوماد قرمزن؟

    پاسخ دادن
  39. ۴ اسفند ۹۲
    آسوپاس گفت :

    عجببببببببببب واقعا خدا خیرت بده عاقد
    راستی منو به شک انداختی برم به عقدنامه نگاه کنم ببینم امضاش کردم اون بندو خخخخخخخخ

    پاسخ دادن
  40. ۴ اسفند ۹۲
    فرزاد گفت :

    - سلام جناب عاقد!
    - برای من دختر و پسر نداره، از همچین آدمای موزمار و مارمولک حالم بهم میخوره
    - در جواب به ” داستان”:
    آقا کلا برای من این حکمت و قسمت سواله
    حالا یکی لطف کنه جواب مارو بده! بلکه قانع بشیم!
    شما میگید که خدا نذاشت من به فلانی برسم و بعدش فهمیدم فلانی زن داشته، حالا فهمیدم حکمت نرسیدن چه بوده و دم خدا گرم…!
    خب آقا جان! این خدا که اینقدر باحاله همون اول کاری میکرد که این پسره جلوتون ثبت نمیشد! اصلن همون اول یه آدم درست حسابی میذاشت جلوتون!
    … حالا همینو ربط بدین به میلیاردها مورد دیگه که برامون پیش میاد و اسمشو میزاریم حکمت!
    مثلا میگن فلان دعا برآورده نمیشه چون اگه بشه ممکنه فلان بشه!
    خب آقا جان! این خدای خوب کفر میشه دعائه رو برآورده کنه و یه کاری کنه فلان مورد بد هم بعدش نیفته؟ حتمن باید عذابمون بده!
    فقط تورو خدا اگه کسی هم خواست جواب بده جوابای تکرای از جمله : اگه اینجوری نباشه زندگی معنی نداره و … ندین.
    یه جواب جدید بدین
    با سپاس

    پاسخ دادن
  41. ۴ اسفند ۹۲
    آسوپاس گفت :

    آقای فرزاد توی کارای خدا خدا دخالت نکن(آیکن بنده ی عصبانی خدا)

    در جواب دختر قرمزی هم باید بگم متاسفم برات همین

    پاسخ دادن
  42. ۴ اسفند ۹۲
    فرزاد گفت :

    آقای آسوپاس میدونی جوابت منو یاد چی انداخت؟!
    یه روز یکی ازین آخوندای وراج و پرطرفدار داشت تلویزیون داستان تعریف میکرد!
    میگفت رفتم پرتقال بگیرم دیدم روش درشته، تهش ریز!
    به فروشنده گفتم آقا این چیه چرا روش درشته تهش ریز؟!
    یارو بهش گفت:
    حاج آقا، شما اگه به سوره های قرآن هم نگاه کنی اولاش بلنده آخراش کوتاه میشن!
    آخونده میگه بهش گفتم: آخه “احمق” تو داری قرآن رو با پرتقال مقایسه میکنی؟
    … خداوکیلی اون آخونده درست جوابشو داد؟چطور خدا این همه مثال تو قران آورده، ما نمیتونیم یه مثال بیاریم؟(منم کلی مثالای قشنگ میتونم بیارم که آخرش باید فحش بخورم! )
    حالا شما هم به جای اینکه منو قانع کنی یه چی دیگه میگی!

    پاسخ دادن
  43. ۴ اسفند ۹۲
    همساده گفت :

    آقا فرزاد اگه تو مورد اون داستان به قول شما همه چی خوب پیش می رفت و خدا یه آدم مثبت را جلو راه اون دختره قرار می داد و همه چی به خوبی و خوشی تموم می شد، اگه هر آرزویی که داشتیم و اون را در قالب دعا درخواست می کردیم،خدا هم دقیقاً همون چیزی را که می خواستیم بهمون می داد (یعنی همه دعاها بدون استثنا برآورده می شد)، اگه هیچ وقت موقعیت های خطرناکی مثل تصادف برای مردم اتفاق نمی افتاد که تو اون جون سالم به در ببرن، اگه هیچ بیماری وجود ندشت، و خیلی دیگه از این موارد، آیا دیگه کسی خدا را به یاد می آورد؟ آیا دیگه هیچ وقت این احساس خوشایند برای کسی پیش می اومد که “یکی هست که هواما داره”؟
    مطمئن باش تو زندگی سراسر “خیر” بود هیچ کس متوجه وجود خیر نمی شه. مردم برای فهمیدن چیزهایی که در اختیارشون هست باید خیلی مواقع مقایسه کنند. مقایسه بین خیر و شر فقط وقتی ممکن میشه که “شر” هم وجود داشته باشه

    پاسخ دادن
  44. ۴ اسفند ۹۲
    خلیل گفت :

    سلام،

    کم نیستند از این دست مردم.

    پاسخ دادن
  45. ۴ اسفند ۹۲
    داستان گفت :

    در جواب فرزاد:
    دوست عزیز من مفصر قرآنم نیستم و در فلسفه هم از وقایع و حکمت و خلقت خدا ، مطالعه آنچنانی نداشتم:
    ۱) خیلی ها عاشق شدن ولی به عشقشون هم نرسیدن!
    ۲) بیماری داشتن !
    ۳) مشکلات مالی و اقتصادی داشتن.
    ۴) خانواده های بد و جو زندگی بسیار بدی داشتن
    و هزاران مشکلی که آدم تو بد تنگنایی میتونه باشه …
    که مقصر خدا نیست. حالا چرا؟؟؟
    ۱: حالا به نه نظر من خدا که جای ما تصمیم نمیگیره و خدا که جای ما کاری رو انجام نمیده این منم که میخوام و تصمیم میگیرم و انجام میدم.چون خدا وقتی خلقمون کرد به ما عقل و شعور هم داد اصلا تنها فرق من با حیوان این هستش که اون قدرت انتخاب و تفکر و تصمیم گیری نداره !!! فقط گاهی ما در انتخابمون اشتباه میکنیم ودرست انتخاب نمیکنیم ولی در این میون من که عالم به اتفاقات بعد از این تصمیم نیستیم یا یک وقتایی سر دوراهی هستم فقط ازش مدد میخواهیم که آآخداجون ” هر چی پیش میاد فقط خیرم باشه ریش و قیچی دست خودت در صورتی که این منم که انتخاب میکنم فقط ازش میخوام که همه چیزو برام آشکار کنه تا بهتر بتونم انتخاب کنم”.
    ۲: یک جاهایی هستش که اتفاقاتی مثل تصادف یا بیماری یا چیزهایی که دست من نیست و دست قضا و قدر الهی هستش باز با توکل و مدد خواستن از خدا خیرشو میخوام. یاحداقل کم شدن شر (اون هم از جانب بنده.)
    ۳: تازه من به باورها و انرژی هایی که در درون آدم نهفته هستش را هم اعتقاد دارم ؛ من باور دارم خدا در درون من هستش خدا فقط تو آسمون ها نیستش که من باید سرمو به آسمون کنم و ازش فقط حاجت بخوام!
    من باید به دلم رجوع کنم که این دل ، آیا کسی رو آزار نداده؟! کسی رو نرنجونده؟! برای کسی مشکل ایجاد نکرده؟! تا بتونم خدای درونم رو بهتر ببینم و حضورشو بهتر احساس کنم و دست به دامن بنده ها نشم. یادمه مادر بزرگم میگفت: می بخور منبر بسوزان ولی مردم آزاری مکن یعنی نباید حق الناسی به گردنمون باشه!!! چون خدا سرانجام کارمون فقط چرتکه نمیندازه که چند رکعت نماز خوندیم و چقدر روزه گرفتیم اینها همش برای تذهیب نفس درونمون هستش. پس یک وقتایی ما تاوان بدیهامون رو هم پس میدیم. و بایدمراقب این موضوع هم باشیم
    ۴: بعدش پس با این خدایی که در درونمون هستش و بهتر احساس کردن حضورش در درونمون و با باورهای مثبت خودمون:
    که من میتونم
    من موفق میشم
    من خوشبخت میشم
    و خدا همیشه کمکم میکنه
    و خدام بزرگه
    به هرچی خواستم میرسم… (البته اگه خیرم باشه)
    ۵:راستی قدیمی ها میگفتن از هر چیزی بترسی به سرت میاد درست تعبیر این جمله این هستش که اگه باور داشته باشی ممکنه این اتفاق بد برات میفته و همش به این اتفاق بد فکر کنی قطعا این اتفاق برات پیش میاد.
    پس: یک ) توکل به خدا و مدد خواستن از خدا دو) داشتن هوای بنده های خدا، یا حداقل آزار نرسوندن به بنده های خدا و نداشتن حق الناسی به گردنمون سه) داشتن باورهای مثبت ۴) بکار انداختن عقلمون برای یک انتخاب درست
    والسلام

    پاسخ دادن
  46. ۴ اسفند ۹۲
    بهار گفت :

    چه داماد زرنگی! خدا خیرتون بده که این لطف رو به عروس و خانواده اش کردین

    پاسخ دادن
  47. ۵ اسفند ۹۲
    ن گفت :

    چطور اون دختر حاضر به ازدواج با چنین آدمی شده؟! اصلاً منطقی نیست با اینکه توی روز عقد می بینه که چطور داشته ازش سواستفاده می کرده!
    چطور یک عمر زندگی و جوانیش رو به یک دزد تقدیم میکنه؟
    حماقت تا چه حد؟!
    ازدواج به چه قیمتی؟!
    رسماً خودش رو نابود کرد.

    پاسخ دادن
  48. ۵ اسفند ۹۲
    پارسانا گفت :

    خلاصه بگم!
    همه ی پورسانتی که مبلغ این فروشگاه اینترنتی با نام مستعار “پارسانا” از فروشگاه اصلی بابت تبلیغات محصولات دریافت میکنه، صرف امور خیریه میشه. تا یه وقت گذرونی مفید در اینترنت کرده باشه! هرقدر خرید شما بیشتر باشه، پورسانت بیشتر و در نتیجه عایدی بیشتری نصیب نیازمندان واقعی میشه…
    حتی اگر نتونید به این قضیه اعتماد کنید ، چیزی رو از دست ندادید. شما یه خرید اینترنتی انجام دادید و کالای مورد نیازتون رو با یه تخفیف خوب از اینترنت میخرید و جلوی درب منزل تحویل میگیرید و هزینه رو می پردازید.
    شاد باشید. پارسانا.
    http://www.parscmp.rozblog.ir

    پاسخ دادن
  49. ۵ اسفند ۹۲
    ناشناس گفت :

    مفصر؟! مفسر

    پاسخ دادن
  50. ۵ اسفند ۹۲
    ارسطو گفت :

    دختر مو قرمز، بر اساس قانون، سردفتر ازدواج مکلف است بندهای سند ازدواج و کلیه مسایلی که امضاء میشه رو به طرفین تفهیم کنه، در غیر اینصورت محکوم به مجازات انتظامی میشه! حالا اول برو تحقیق کن، بعد حرف بزن.
    آیا بدون اطلاع از قوانین اظهار فضل کردن کار خوبیست؟!؟!؟!

    پاسخ دادن
  51. ۵ اسفند ۹۲

    چه جالب داماد با ریش قرمز!
    شمر قرن بیست و یکی بوده واسه خودش پس!

    پاسخ دادن
  52. ۵ اسفند ۹۲
    رها گفت :

    خوب داماد می تونست امضا نکنه.

    پاسخ دادن
  53. ۵ اسفند ۹۲
    viewer گفت :

    فرزاد جان!
    یه روزی حضرت موسی علیه السلام داشت از یه جایی رد می شد یهو یک عدد کِرم برروی زمین می بینه. می پرسه: خدایا! آخه این کرمو دیگه برا چی آفریدی؟
    خدا میگه: اتفاقاً این کرم هم داره می پرسه چرا موسی را آفریدی!
    ———————
    همواره به خاطرداشته باشیم که این عقلی که با آن به تحقیق و پرسش می پردازیم را خدا خودش بهمون داده.

    دوستان، پاسخهای خوبی دادند.
    اگر همه چی به خوبی و خوشی پیش بره، آدمهای سست اعتقادی مثل من، اصلا متوجه وجود خدا نمی شوند.
    موفق باشید

    پاسخ دادن
  54. ۵ اسفند ۹۲
    ناشناس گفت :

    از اینکه این قدر در حرفه خود حس مسئولیت و انسانیت دارید خوشحالم و ازتون تشکر می کنم
    واقعا وجود افرادی مث شما هست که انگیزه خوب ماندن و خوبی کردن را در من تقویت میکنه

    پاسخ دادن
  55. ۵ اسفند ۹۲
    فرزاد گفت :

    - جناب عاقد ببخشید کمی به بیراهه بردم سایتتونو، نمیخواستم ادامه بدم ولی مجبورم یه کوچولو ادامه بدم و قول میدم بعد از این دیگه ادامه ندم.مرسی
    -viewer عزیز:
    اگه خدا با من حرف میزد ازش میپرسیدم چرا منو آفریدی؟! و قطعا سوالای تکراریه زمینیارو ازش نمیشنیدم.
    -جناب viewer و همساده از همه چی خوب پیش رفتن صبحت کردن که در اینصورت مدعی اند که خدا رو فراموش خواهیم کرد!
    این مورد ازون موردای تکراریه که زیاد شنیدیم ولی باز یه کوچولو جواب میدم:
    اولا من نگفتم کلا همه چی خوب پیش بره! فرض هم کنیم همه چی خوب پیش بره، شما چطور با این قطعیت چیزی رو که برا هیچکدوممون اتفاق نیفتاده رو میگین خدارو در اینصورت فراموش میکنیم؟
    اصلا مگه خود خدا نگفته من از رگ گردن بهتون نزدیکترم؟!!! چرا باید با وجود این همه نزدیکی فراموشش کنیم؟!
    والدینی رو فرض کنید که خیلی به بچه هاشون نزدیکن، اگر هربار بنا به دلایلی خواسته های منطقی بچه هاشون رو که توانایی براورده کردنش رو هم دارن، برآورده نکنن چه اتفاقی پیش میاد؟ جز اینه که باعث دلزدگی بچه هاشون میشن؟اگه برآورده کنن، باعث فراموشیشون میشه؟
    حالا خدا که دیگه یه چیز دیگه ست! هم همه چی از دستش بر میاد هم خیلی نزدیکتره بهمون.اتفاقا عکس قضیه ای که گفتین بیشتر باعث فراموشی میشه!
    شاید بگین اینا امتحانه!
    بابا امتحان یه بار ۲ دوبار … اصن چرا اینقدر سخت؟!
    اینجا هم یه مثال براتون میارم!
    از بچگی یادمه چپ و راست وقتی حرف امتحان الهی وسط میومد مثال معلم و دانش آموز و استاد رو میزدن!
    یه استادی رو در نظر بگیرین که هی امتحان بگیره هر روز هم سخت تر از دیروز، تازه اونم نه در حدی که تدریس کرده، قطعا اکثر خواننده ها برخورد داشتن با اینچنین استادی، دانشجوها چه حسی نسبت به همچین استادی دارن؟
    (یادش بخیر! ما یه استاد داشتیم میانترم رو تصحیح نمیکرد میگفت بعد پایان ترم حذفیا مشخص که شدن صحیح میکنم تا کارم راحت بشه :دی
    از ۴۰ نفر ۲۰ نفر حذف کردن، ۱۵ نفر هم افتادن:)) نمره دومش که ۱۵ بود هم من بودم;;) )
    - “داستان” محترم:
    حرفاتون اکثرا جدید و خوب بود ممنون
    اما یه قسمتیش مربوط به بحث اراده و جبر و اختیار بود که من از دبیرستان باهاش داستان داشتم و کتاب موجود در لینک http://www.rohani.ir/pub-7.htm نیز احیانا چاره ساز نیست و در این مورد هم مثال دارم که بیخیال میشم!
    شب خوش و سپاس

    پاسخ دادن
  56. ۶ اسفند ۹۲
    عطیه گفت :

    جناب همساده کلاه سر کسی گذاشتن زرنگی نیست. هر گلیمی هم که از این راه بیرون بکشی، دوباره میوفته توی آب. واقعا افسوس مسخورم وقتی همچین آدمایی میبینم.

    پاسخ دادن
  57. ۶ اسفند ۹۲
    عطیه گفت :

    سید جان میشه بگی چرا ظالمانه؟ طرف بیاد، گند بزنه ب زندگی یکی و وقتی فیلش یاد هندستون کرد بذاره بره؟ عجب بی وجدانی هستید شما و قطعا خودخواه.

    پاسخ دادن
  58. ۶ اسفند ۹۲
    ناشناس گفت :

    چهطور فکر میکنین بلا هایی که سرمون میاد بخاطر اینه که یاد خدا باشیم
    خدا بی نبازه، چه احتیاجی داره که ما هی به یادش باشیم، تازه مگه ما وقت خوشی به یاد خدا نیستیم؟ من که خودم هر وقتواوقات خوشی دارم کلللللی شکر میکنم ،

    پاسخ دادن
  59. ۶ اسفند ۹۲

    من کاری به جهل عروس و یا خانواده اش ندارم. فقط برایم سوال شده که حالا که عروس خانم متوجه شده بودند آقای داماد فکر طلاق و زمان طلاق و آینده اینچنینی را نیز کرده که اینقدر در امضای این بند انکار ورزیدند چرا حاضر به ازدواج شدند؟ اینقدر شناخت آدم ها سخت نیست. باید انسان ها چشمهاشون رو باز تر کنند. زندگی فقط ازدواج کردن و اون طرف طلاق گرفتن نیست. چطور حاضر هست با چنین مردی زندگی کنه؟؟

    پاسخ دادن
  60. ۶ اسفند ۹۲
    سایه گفت :

    واقعا براش متاسفم

    پاسخ دادن
  61. ۶ اسفند ۹۲
    viewer گفت :

    علت اینکه اون دختره وقتی این وضعیتو دیده و فهمیده که پسره عجب آب زیرکاهی است بازهم با او ازدواج کرد دوچیز می تواند باشد:
    ۱- جهل: همون جهلی که داماد ازش استفاده کرده و می خواسته فریبش بده. همون جهل باعث شده که عقلش به این نرسه که او آب زیرکاه می باشد و ممکن است درآینده در زندگی آنها مشکل ایجاد گردد.
    ۲- ترس از بی شوهرماندن: ترسید که دیگه کسی نیاد اونو بگیره. حالا باز این مورد خوبه. بعضیا از ترس بی شوهری دست به کارهایی می زنن که هرگز حتی درشأن انسان هم نیست.

    پاسخ دادن
  62. ۶ اسفند ۹۲
    eli گفت :

    امروز برای یکاری رفته بودم دادگاه تو صف فتوکپی دوتا خانم داشتن حرف میزدن
    اولی:اومدم مهرمو گذاشتم اجرا ۳۰۰تاست فعلا هم ۱۰ تا گرفتم درخواست طلاق هم دادم
    دومی:بچه هم دارین؟
    اولی: از من ن!ولی از زن صیغه ایش داره!

    پاسخ دادن
  63. ۶ اسفند ۹۲
    جغله گفت :

    آقای سید اینکه یک مرد بدون هیچ دلیل موجهی و فقط برای اینکه خوشی زده زیر دلش، بخواد زنش رو طلاق بده، ظالمانه نیست؟ این بند برای چنین مواقعیه

    پاسخ دادن
  64. ۶ اسفند ۹۲
    ناشناس گفت :

    k

    پاسخ دادن
  65. ۶ اسفند ۹۲
    viewer گفت :

    فرزاد جان!
    چند عدد آدرس سایت می شناسم که مخصوص پاسخگویی به همین سوالها و سوالهای مشابه شماست
    اما هرچی آدرسشو می نویسم کامنتم ثبت نمیشه

    پاسخ دادن
  66. ۶ اسفند ۹۲
    viewer گفت :

    می تونید با شماره ی زیر تماس بگیرید و سوالهاتونو مطرح کنید.
    ۰۹۶۴۰

    همین شماره را اگر سه تادبلیو اولش بذاری و دات آی آر بذاری آخرش میشه آدرس سایت مخصوص پاسخگویی آنلاین به سوالات دینی و امثال آن

    پاسخ دادن
  67. ۶ اسفند ۹۲
    viewer گفت :

    همچنین توی گوگل بزنید”شهر سوال”
    اولین آدرسی را که میاد کلیک کنید و وارد شوید.

    بالاخره با لطایف الحیل تونستم تبلیغ کنم

    پاسخ دادن
  68. ۶ اسفند ۹۲
    همساده گفت :

    آقا فرزاد من هم اتفاقاً حرف های افرادی مثل شما را زیاد شنیدم. سوال هایی که جواب دادن بهشون کار خیلی سختی نیست اما اغلب موارد سوال کننده با خلط مباحث مختلف یا آوردن بخشی از ترجمه ی یک آیه سعی می کنه نتیجه ی دلخواهش را بگیره.نپذیرفتن نظرات دیگران حق هر کسی و از جمله شما است به شرطی که تو یه بحث جانب انصاف هم رعایت بشه
    گفتین: “اصلا مگه خود خدا نگفته من از رگ گردن بهتون نزدیکترم؟!!! چرا باید با وجود این همه نزدیکی فراموشش کنیم؟!”
    خدا گفته من از رگ گردن بهتون نزدیک ترم. پس منظورش این بوده که هیچ کس من را با این همه نزدیکی فراموش نخواهد کرد! عجب استدلالی!
    اجازه بدین ترجمه کامل آیه را بنویسم:
    “و به یقین ما انسان را آفریدیم، و مى‏دانیم آنچه را که نفس او بدان اندیشه مى‏کند [چه چیزی نفس او را وسوسه می‌کند]، و ما بدو از رگ گردنش نزدیک‏تریم‏”
    نیاز به تفسیر پیچیده نداره هر چند تفسیرهای خوبی هم برای این آیه نوشته شده که اگه دوست داشتین می تونید سرچ کنید اما تو این آیه خداوند داره به صراحت به انسان ها میگه من حتی به آنچه که می اندیشید هم علم دارم و برای ملموس تر شدن درک این تسلط از مثال رگ گردن استفاده می کنه. بنابر این معنی اش این نیست که خدا چون از رگ گردن به ما نزدیک تره ما هم همیشه (الزاماً) به یاد اون خواهیم بود
    گفتین: “شما چطور با این قطعیت چیزی رو که برا هیچکدوممون اتفاق نیفتاده رو میگین خدارو در اینصورت فراموش میکنیم؟”
    من با قطعیت چنین حرفی نزدم اما قبول کنید که بسیاری از انسان ها در موقع راحتی و آسایش خدا را فراموش می کنند.
    نمونه اش انسان های مرفه و ثروتمندی که کم و بیش در اطراف همه ی ما هستند اما کلاً منکر وجود خدا هستند و همه ی این حرف ها را افسانه می دونند برای گول زدن آدم ها و معتقدند بهشت و جهنم تو همین دنیاست و اعتقاداتی به این شکل دارند. هرچند افرادی هم هستند که ثروتمندند و خداشناس و همیشه بخشی از ثروتشون را در کارهای عام المنفعه و خیریه ها صرف می کنند اما باور کنید خیلی از افرادی که ثروتمند هستند جزء گروه اول هستند و نه دوم (که اگر غیر از این بود این همه فقیر و مسکین تو جوامع زیاد نبود) پس بیشتر افرادی که ثروت دارند خدا را متاسفانه فراموش کرده اند و این خاصیت اکثر انسانهاست که موقع رفاه خدا را از یاد می برند
    گفتین: “والدینی رو فرض کنید که خیلی به بچه هاشون نزدیکن، اگر هربار بنا به دلایلی خواسته های منطقی بچه هاشون رو که توانایی براورده کردنش رو هم دارن، برآورده نکنن چه اتفاقی پیش میاد؟ جز اینه که باعث دلزدگی بچه هاشون میشن؟اگه برآورده کنن، باعث فراموشیشون میشه؟”
    مثال جالبیه. اما سوال اصلی اینجاست که این “منطقی بودن خواسته های بچه ها” را از دید بچه ها می گین یا والدین؟ کی و چه کسی میتونه تشخیص بده یک خواسته منطقی هست یا نیست. بچه ها همه ی خواسته هاشون از نظر خودشون منطقیه. هیچ بچه ای را پیدا نمی کنید که خواسته ای داشته باشه، روی خواسته اش پا فشاری کنه و بدونه که خواسته اش غیر منطقیه اما والدین اکثر موافق بر حسب تجربه و سن بیشتری که دارند می تونن تشخیص بدن که آیا این برآورده شدن این خواسته به صلاح فرزندشون هست یا نه (هرچند والدین هم ممکنه اشتباه کنند و خواسته ای واقعاً منطقی را به صلاح فرزندشون تشخیص ندن و وان را اشتباهاً اجابت نکنند. به هر حال والدین هم انسان هستند و ممکنه خطا کنند اما مطمئن باشید خداوند هیچ وقت اشتباه نمیکنه و اگه خواسته ی بنده اش را به صلاح و مصلحتش ندونه، قطعاً اون خواسته به نفع بنده اش نیست)
    در خصوص اینکه چرا خدا آدم را امتحان می کنه و چرا امتحان خدا سخته و مباحث جبر و اختیار بنده هم حرف خیلی زیاده که اگه حال و حوصله اش را داشتید می تونیم بحث کنیم
    دوست ناشناسی هم گفته اند: “چه طور فکر میکنین بلا هایی که سرمون میاد بخاطر اینه که یاد خدا باشیم.خدا بی نبازه، چه احتیاجی داره که ما هی به یادش باشیم”
    دوست عزیز بیشتر بلاهایی که سرمون میاد بخاطر جهلمونه ربطی به خدا نداره. ضمناً خدا نیاز نداره که ما بیادش باشیم اما ما نیاز داریم که بیاد خدا باشیم: “الا بذکر الله تطمئن القلوب”
    موفق باشید

    پاسخ دادن
  69. ۶ اسفند ۹۲
    ستاره گفت :

    من که از این بند چیزی یادم نیست توجهی نکردم ولی یادمه همه جاشو امضا کردم و جایی رو خالی نگذاشتم.
    امضام حالا خیلی خوب شد بس که توی عقد نامه امضا کردم .
    حالا مجبورم کردی برم ببینم و با دقت مفادشو بخونم.

    پاسخ دادن
  70. ۷ اسفند ۹۲
    لیفا گفت :

    آقای فرزاد و دیگر دوستان:
    من نمیدونم خدایی هست یا نه اما اگر خدایی باشه مسلما این خدای عزیز لطف کردند به ما عقل دادند که ما فقط قسمتی از این عقل بهمراه شعور ذاتی را به کار میندازیم برای همین در چاههای می افتیم که خودمون خواستیم اما چون شعور رشد نکرده نمیتوانیم بفهمیم که اینها همه خود کرده های ماست. من خدائییش جای خدا بودم میگفتم بابا جون لطفا مسئولیت خودتون را خودتون قبول کنید دیگه اینقدر هی خودتون را نندازید تو چاه و خودتون را از چاه در بیارید که فکر کنید من (یعنی خدا) معجزه کردم. آقا جون من بهتون عقل و شعور و اینهمه نعمت مثل عشق و لذت و … دادم برید حالشو ببرید خودتونم زندگیتون را با عقل و درایتی که دادم مدیریت کنید دیگه بابااااااااااااا

    پاسخ دادن
  71. ۷ اسفند ۹۲
    نسیم گفت :

    آفرین به شما آقای عاقد که با حوصله توضیح دادید. موقع عقد ما به ما فقط گفتند:امضا کن. ماهم گفتیم: چشم.کسی وقت برای این موقع نمیزاره. باورتون بشه خودم چند مدت پیش تازه نشستم خوندم که پای چه چیزایی رو امضا کردم. موقع عقد طوری برخورد میشه که باید فقط بگی چشم

    پاسخ دادن
  72. ۷ اسفند ۹۲
    سایه گفت :

    میشه قبلش از محتواش باخبر شد بعد روز عقد سریع امضا کرد که وقت هم تلف نشه

    پاسخ دادن
  73. ۷ اسفند ۹۲
    سوگند گفت :

    سلام
    این چه وضعیه آخه
    عجب آدمی بوده
    آخه آدم از روز اول بخواد سر زنش کلاه بزاره تا کی؟
    آخه تو این وضعیت آدم چیجوری میتونه برای ازدواج به کسی اعتماد کنه؟؟؟
    ای بابا
    ای خدا چی بگم آخه

    پاسخ دادن
  74. ۱۰ اسفند ۹۲
    الهام گفت :

    مرسی عاقد ،
    توی این شرایط جنگل وار، که همه جا حقوق خانومها زیر پا له میشه، یکی که پیدا میشه کمکی میکنه، باید دستش رو بوسید.

    پاسخ دادن
  75. ۱۱ اسفند ۹۲
    یه دهه شصتی گفت :

    خدا خیرتون بده!
    ولی واقعا این بند اجرا میشه؟تا حالا نشنیدم شوهری زنش رو طلاق بده و داراییشون هم نصف بشه!

    پاسخ دادن
  76. ۱۶ اسفند ۹۲
    دانشجو گفت :

    سلام آقای عاقد
    به اینکه آن داماد میخواسته کلکی سوار کند و زندگی باید همراه با اعتماد باشد کاری ندارم.
    مسئله من اصل وجود این شروط ضمن عقد است. وقتی در گوگل سرچ کنید شروط ضمن عقد را، اولین لینک توضیح فمینیستی بودن نفس این ها را میدهد.
    اینکه این شروط و اصرار عاقد بر امضای آن خودش طلاق را به جلو می اندازد مسئله قابل تاملی ست.
    ممنون توجه تان

    پاسخ دادن
  77. ۱۷ اسفند ۹۲
    زینب گفت :

    فهمیییییییییییییییییییدممممممممممممممم!!!!!!!!!!دختر موقرمزی ابجی داماد ریش قرمزیه!!!!!!!!!!!!۱کیف کردین؟حال میکنین یه همچین هموطن باهوشی دارینا

    پاسخ دادن
  78. ۲۰ اسفند ۹۲
    محبوبه گفت :

    بازم به شما داماد عجب پرو بوده

    پاسخ دادن
  79. ۱۶ فروردین ۹۳
    داود گفت :

    نه سوء استفاده ای هم در کار نبوده این یک بند جاهلانه و احمقانه هست که افراد نادان متاسفانه به عقد نامه ها اضافه کرده اند.و عملا بسیاری هم نادانسته مجبور به امضای آن میشوند.مسءله ی اجرای آن وتصفیه ی دارایی خانواده مشکل ساز خواهد شد و احتمالا مسءله تقدم و تاخر پیش می آید و…علاوه ی بر این نفوزشرطی که موضوع آن در آینده مجهول ومبهم است و شرکتی که بر سرمایه نا معلوم و احتمالی تشکیل میشود ,به شدت مورد تردید است.رجوع شود دوره ی مقدماتی حقوق مدنی خانواده دکتر ناصر کاتوزیان ص ۱۹۵

    پاسخ دادن
  80. ۲۰ فروردین ۹۳
    ویکتوریا گفت :

    :) )
    شارلاتان بوده
    :) )

    پاسخ دادن
  81. ۱۳ اردیبهشت ۹۳
    یک دوست گفت :

    میخواستم اگر ممکنه به عنوان یک دوست نه یک عاقد صفحه هایی که موقع ازدواج باید امضا بشه رو اینجا قرار بدید و در مورد هر بند توضیح بدهید
    ما همه روزی این صفحه رو امضا میکنیم اما بیشتر ما نسبت به بندهایی که حق ماست بدونیم چیه و میتونیم با یک امضا نصیب خودمون کنیم به خاطر ناآگاهی محروم میمونیم
    ممنون از وب سایت خوبتون

    پاسخ دادن
  82. ۱۴ اردیبهشت ۹۳
    صبا جان گفت :

    من بعنوان یک زن رسمأ هر بندی رو که احقاق حقوق جامعه نسوان را دربر داشته باشد پذیرفته و پاس میدارم!

    پاسخ دادن
  83. ۱۹ اردیبهشت ۹۳
    مینا گفت :

    واقعا تو عقد هست ؟ چقدر خوب و چقدر هم بد ، چون این مردا انقدر دوز و کلک و قانون بلدند که هیچی که نمیدن هیچ باید مراقب باشیم یه چیزیم از زن طفل معصوم نگیره .
    چه خوب شد که گفتید یاد گرفتیم ممنون

    پاسخ دادن
  84. ۱۹ اردیبهشت ۹۳
    مینا گفت :

    یه دوست درست میگه ، خواهش میکنیم ازتون تمامی چیزهایی که در زمان عقد میگن و باید امضاء کنیم رو در اینجا قرار بدین تا بدونیم و بعد امضاء کنیم و دعاتون کنیم یک عمر

    پاسخ دادن
  85. ۹ خرداد ۹۳
    علی اکبری گفت :

    سلام

    علی رضا اکبری هستم،۲۷ساله، ومجردم ،وضعیت مالیم اصلا خوب نیست،دنبال یکیم که با شرایط مالی من کنار بیاد و یا کمکم کنه، یه خانم مجرد ۲۷ تا۴۰ ساله که قصد ازدواج داره مشخصاتشو لطف کنه به ایمیلم پیامک کنه ،تا به قصد ازدواج دایم آشنا بشیم،اگه مطلقه یا بیوه هم باشه و یا مشکل خاصی داشته باشه،دارای فرزند باشه و غیره اشکال نداره،فقط اهل زندگی باشه، با هم اشنا میشیم
    ۰٫۹٫۳٫۰٫۳٫۳٫۸٫۳٫۲٫۰٫۲٫

    پاسخ دادن

دیدگاهی بنویسید


جهت دریافت آخرین مطالب یک عاقد در ایمیل خود، عضو شوید.

لطفاً در اول ایمیل خود www نگذارید.


  • افراد آنلاین : 5
  • بازدید امروز : 1932
  • بازدید دیروز : 3398
  • بازدید کل : 1668495
  • تاریخ آخرین به روز رسانی : ۱۳۹۳/۰۶/۰۲
  • تبلیغات به رنگ زرد

  •